تبليغاتX
مجله شعرآستان

 

 

"بشا.....دیدنم امشب"

 

سبب از نبوتن سیبی ست که به من حواله کردمی ذوالجلای هوسی سخت متکبر .سواد دیجور هو از ساقم می خرامددر طنابی به گردنم گرداننده در من می پیچد هووو....هووو اولی را به من از من بگیری دومی را زوزه ی قرونی که در شاهدی چون من می طند طن طن تن تن طناتن تن تنی از مممممممممممممم- نی به اسم مسمای تنها در شناسنامه ای که مزدوج گوش ماهی هاست بدین مضمون:

به خودم آبشارم

به ناخودم تپه

به آبشاری که تپه می زاید آماس بی لوله گی دن

به از چه بار می آورم

درخت از سر می خورد مجعد من

من یعنی هایی بوده استم در مرغزار سایه

در مرداب کشش

در باطلاق دوباره خود که در خویش بلولم کرمهایم رکسانا- میدن- مکن

در از راست چهار شانه بر گیسو

راست تا پهن بازو تا زانو تا آرزو علی زو .....م ام در هر کوهی کوهانی

 کهساری نیمی کلاغ سفید حجمی سیاه

عمودی بر قائمم استوار حتا بر جنازه ی رسولان چاک خورده از نیز نیز.

از ما ئی متعفن صیغه ی رنگ و روغن تراشیده کسی انبوه انبوه

نازاده زن- دانم هستی اگر با آلت دست کسان مباش

کتابی که سه تیغ نمی کند ورقی می شود- بابونه –

احساس لای موهایم گرفته پشه بند نمی آید از ریختم که عسلم مربایم یمم

چه مسخره هفتادم هشتادم بشا.....دیدنم امشب بر تو میبیزم الکم کلکم هم شیره ات را می نوشم

باور نما یی است دیدنی بر افراشته او بر عمودم تاب تاب می پیچد از

دل و روده بادم باش تا به زوزه بسپارم صبحگاه توری سه رنگ ایرررررررررانم را.

 


از گذار شعری تپه و آبشار شاعر سی و سه

 

پروین طلوعی

 

تمام سنگینی این اثر را شاعر  به دوش سادگی واژه ای به نام " سبب " نهاده و آنرا هم در همان اول کار  همنشین دو کلمه دیگر کرده که اگر خواننده ذره ای در خوانش آن تعجیل نماید اولی را به اعتبار دمی که سیب است  نیوتن خواهد دید که نیست ! و "نبوتن " است و در ایهامی خوشایند میان " نبودن " و " نابودی تن " در نوسان .اینکه کار خود  با سسب خواهی و سبب جویی آغاز می گردد را نباید به حساب تصادف و سر گردانی متن گذاشت چرا که سبب و دلیل و عناصری از این دست هرجایی که به کار روند بنا به ماهیت واژگانی صریحی که دارند همواره به دنبال چیستی و چرا جویی حقیقتی می گردند .که در این اثر نیز جز این نیست .

" بشا ...دیدنم امشب " از لحاظ ماهیتی کاملن با دیگر آثار ضیایی که در گروه " شعرآستان " قرار می گیرند متفاوت است .اثری است کاملن شخصی که یه تجربیات روزمرگی اروتیزم زندگی می پردازد .در گام نخست که او به ریشه یابی عاملی که به پیدایی اروتیزم فردی  سبب می شود دست می زند  سیبی را معرفی می کند که پایه ی خلق این نیاز در منیت انسان است .میوه ای که هوسی به او ارایه می کند که ویژگی اش تکبر است یعنی توجه مفرط به من و منیت . برای درک این ویژگی نیم توجهی به تعداد لفظ " من " که در متن پراکنده است می تواند به عمق انزجار خستگی و ذلزدگی شاعر از حکومت من در رابطه ی جسمانی مبتنی بر نیاز هوسناک " طبیعی " را به روشنی نشان دهد .بازی هوشمندانه _ یا اجرای هوشمندانه _ و تعمدی با فرم واژه هوس همچون درختی شاخ و برگ بر این ستیز درونی می افزاید .هوسی که انتشار نیلوفرانه اش در تن و روح نه بر حسب اتفاق شباهتی آشکار با تراوش و انتشار دانش خداوندی در پیکره ی انسانی دارد .هوسی که از دید شاعر با دو لفظ هو و هوو  اشتراک فرم دارد که در آغاز هو بود  هوسی خلق کرد و هوویی و اینچنین تن من شد و در پیکره ی تاریخ پیشتر آمد تن به تن حتا در قدیسین و منجر به تولد گشت و لای شناسنامه ها آرام که نه   مکانی قانونی برای خود دست و پا نمود .

در سومین سطر که از طنیدن این هوس به شبیه ترین فرم واژگانی یعنی تن می رسد این تن را پنج بار تکرار می کند و از این تکرار به چهار ده بار تکرار لکنت گونه ی حرف میم در کلمه من دست می یابد .باید توجه کرد هیچکدام از این المان ها ی آشنا بر حسب تصادف مورد استفاده قرار نمی گیرند تکرار هدفمند می توانند هم به عمق رسوخ و دخالت منیت در اروتیزم اشاره نماید هم همه گیری این رفتار حتا در میان از ما بهتران .چهاردهی که از مایند و به عبارتی منی که 14 تا نیز بود و من در آنان نیز از قاعده اروتیزم به دور نبوده است .و یا به عبارت دیگر در آنها نیز جز التزام من نبوده است .

چهارمین سطر که پای شریف و قانونی شناسنامه به میان می آید بلافاصله از لفظ " مزدوج "  استفاده می شود و دیگر بعد این است که ما شاهد حضور جنسیت در متان هستیم .و این حضور یا اشاره مستقیم است به مونث و مذکر و یا استفاده سمبولیک از عناصر طبیعی که نماد این دو جنس می توانند باشد .آرزو / علی / آبشار / تپه ...

از دیدگاه سمبولیزم آبشار و هر حجم قائم و فرو ریزنده نامد جنسیت مذکر است و المان هایی چون تپه  دریا غار و ... که حجم نا ایستا و گرد و حفره گون دارند نماد جنسیت مونث است ." در خودم آبشارم / در ناخودم تپه / به آبشاری که تپه می زاید آماس بی لوله گی دن / " چنین به نظر می رسد که شاعر سعی در نشان دادن نوعی سرگردانی در جنسیت تام دارد .آبشاری دست به دنیا آوردن تپه ای می شود از درون خود .و این شاید شکایت او باشد از تفاصل آنیما و آنیموس روان بشری .که در :

" به از چه بار می آورم / درخت از سر می خورد مجعد من /  نیز مشهود است .آنجا که به " سایه ها " بودن خود در میان سایه های دیگر که به مرداب کشش دچار گشته اند اعتراف می کند و اوج اعتقاد او به مفرد نبودن را فریاد می زند .!. " سایه هایی " که با ابتلا به این هوس از آن یکی خود خویش جدا می شود و در باطلاقی که تعمدن فرم " طلاق "  در آن گنجانده شده است فرو می ریزد تا در خود دیگر یک " سایه های " دیگر بلولد .مستقیمن چشم باز می کند به روی جزئیات این هوس و و بازو ببیند و هم زانو و نیز " آرزو " را از " علی زو " تشخیص دهد .به تبعیت از فرم واژگانی بازو و زانو و همینطور آرزویی که در " زو " بودن با بازو و زانو مشترک است کودکانه " علی " را نیز همانند سازی می کند و می اندیشد حال که آرزو نیز جز اندام واره ای از تن نیست پس " علی " نیز با علی زو شدن همسنگ آن سه خواهد بود .اجرای زبانی بیهراس با استفاده از ترکیب حرف " ز" با " واو " – " ز" با " ه " – "ز " با " الف " و حتا گاه تاکید بر خود حرف "ز " در دو کلمه " نیز نیز " موسیقی نهفته و پراکنده اما هارمونیکی در متن ایجاد می نماید .استفاده از واژه کوه در هر سه شکل آن نیز .

در سطری که این اجرا ی زبانی " ز " در بافت " جنازه رسولان چاک خورده را نیز نیز " پیاده می شود نقب زدن به داستانی تاریخی و اشاره به پیرهم چاک خورده ی یوسف پیغمبر که حتا او را نیز در این سرگردانی شبیه به خود می داند .او از خواننده چنین می خواهد که با عدم تبعیت از مرسوم هر دو جنس را در خود ببیند :

" نازاده زن – دانم هستی اگر با آلت دست کسا مباش "

و هشدار می دهد که در غیر این صورت تنها به ورقی از یک کتاب تبعید  خواهد شد و تا ابد در " بهانه ها " سپری خواهد نمود و عاقبتی جز سر گردانی نخواهد داشت .

و نا گاه در چهار سطر آخر خود همه این فلسفهبافی ها را به یکجا کنار می گذارد و با دهن کجی به آنچه تاکنون سنگش را به سینه می زده به یاد می آورد که خود نیز به چنین هوسی تن داده و اکنون نه " سایه ها " که " سایه " است و من است و ناامیدانه اعلام می کند که تن دادن به این حس روتین چاره ای ندارد .

سطر پایانی این اثر که با تکرار حرف " ر " در تجزیه و تطویل ایران هفت بار مکرر می شود تا محض آخرین فرصت  دوباره جنگی به قدمت تاریخ این هوس حتا در قالبی قدسی زده آغاز گردد و متن این بار از منظر سیاست به تاویل بنشیند هر چند جدایی آخری جز نیمه پایینی تنی از وطن  چیزی باقی نمی گذارد .

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط و.ضیایی | 
Your Image Thumbnail

ناهید اللهوردیزاده *

_ شعرآستانها در یک جمله و به زبان ساده پژواک صداهای سرکوب شده ی درون و "پیرامون هامونهایمان " است که از استریوفونی متن گذر کرده است .شاعر علی رغم تمام معاییر بوطیقای سنتی با شکستن نرمهای معمول حتی تا حد آنارشیزم گفتاری آثاری خلق کرده است که قطعن به مذاق پیوریتن های ادبی خوش نخواهد آمد .هم آنانی که قواعد ادبی را چونان قانون حمورابی حک شده بر ستونی ار فلدسپات خشک و لایتغیر می دانند :

"حرفت شکوفه می زند / می گویند تب خال است "

 

بقول بیلی کامینگز :آنچه آنان می خواستند / بستن شعر بود به صندلی و اعتراف گرفتن از او با شکنجه / تا راستش را بگوید / معنی دقیق حرفهایش را .اما بر خلاف قاعده در شعرآستان هر چیز سخت و استوار دود می شود و به هوا می رود(1)

خوانش شعرآستانها "خود – آن – گاه "خواننده هایش را نمی پالاید بلکه سرمستی و جذبه ای هیپوتیک می آفریند که بحران زا و شیزو فرنیک است .

 

2- مجموعه شعرآستانها لوح فشرده ای است از موتیف های :زن / اروتیزم / انقلاب /جمهوری خواهی /بازی قدرت / تزویر / افیون /مذهب / ترور / وحشت / قومیت / سرخوردگی و کلبی مسلکی سیاسی (پاسیفیزم ) / بی هویتی / بحران روابط انسانی / گنوستیسیزم /روشنفکری / سلطه / رهایی / جنگ / اسطوره / مجازات / بی آنکه مخاطب عادی بتواند این موتیف ها را تحت نظام شناخت شناسانه ی مالوف خود ببیند و بجا آورد .خواننده ای که عادت بر سلطه بر متن دارد این جنون نگاری را بر نمی تابد و واقعن هدف متن دگر هم چیزی جز به تامل وا داشتن و دگر خوانی و دگر اندیشی مخاطب نیست آنهم با سلطه ستیزی تمام عیار (ستیز با سلطه درک ژنریک از ژانر  اتوریته ی تک معنایی  اقتدار پراتیک و نیز سلطه سوژه شناسا این توله ننر شده ی فلسفه (بقول لوی اشتروس )

 

3- هیچکدام از مولفه های شعر و داستان در شعرآستانها چنانکه هستند  نیستند .شعرآستانها سپاهی از استعاره است (2)با جابجایی بینهایت کنش ها در شبکه لانه زنبوری دالها در یک متن کاملن رادیکال و ستیزه جو در برابر استیلای هر سوژه تمامیت خواه و پان اپتیکنی (3) (همه چیز بین )که می خواهد حتا به درون زبان هم تجاوز کند .این تنها راه گریز و فاصله گذاری با هنجار های متصلب کلیشه ای و حقنه شده است .

 

4-بی شک این بحران در بازنمایی بی ارتباط با شرایط آنومیک جامعه ما و سوبژکتیویته ی خاص خود ضیایی نیست و دقیقن به همین خاطر است که در شعرآستان ها با زبان دفرمه و ریزوماتیک چند وجهی  واگرایی گزاره هایی که مثل جهان واقعی  تمام نشده  قطع و تکه تکه می شوند و زبان را تا مرز خاموشی پیش می برند . با ابهام واژگانی و نحوی و بازی های بی وقفه ی معنا رو برو هستیم  با چاشنی طعم گس طنز تعلیقی (بقول جان وایلد )در موقعیت هایی که هیچ کنترلی بر چند پارگی هویت انسان و برهوت امر واقعی وجود ندارد  طنزی گزنده از این دست :

" این خر آدم نمی شود آدم خرمهره نمی شود پوست می اندازد بفهم ! / خر زندانی لقمه کوچک رستم است بی شاهنامه حتی / آنجا که به گیسوانت پهن است خرناسه ی بی بی ."

 

5- اگر ضیا الدوله ژانر تلفیقی و طرز نوی شعرآستان را در کار نشانده است گمان می رود این نو آوری به دلیل بر آوردن مجموعه انتظارات خاص خوانندگان ویژه ی آثارش است .چرا که ژانر به گمان جاناتان کالر در واقع همان مجموعه انتظارات متقابل خواننده و متن است .هم از اینروست که شعرآستانها را می توان بارها خواند و از هرمنوتیک عدم حتمیت آن لذت برد .

دوست دارم ایم متن را با همخوانی لحظاتی از شعرآستانهای ضیایی بپایان برم "یعنی قیچی نگاتیو هایی که شب گرفته شده "

- ... همه چیز در عزاست .بعد آن همه تو در من ذوب نشو .گل های روی بالشم بو می دهند تازگی ها تنت می بارد وطنم می گرید .( از سیاه پشمالو )

 

- ...این سلسله کاغذ های روی مصبطه مرا به عریضه می خواند که دردی در نواحی آشوریان شاید هست که می شود آنرا با سیرکی از جنس دهان شیر  آروغ زد .( خود – آن – گاهم )

 

- ... ها ...انار خاتون ! ختم به خیر می شوی در سر انجام بی حوصله گی آفتابه گی های این نمور بی صلابت کاشی؟ (دراز – کوش دو از انار – باطوم ).

و

 

- ...پشم ؟

طرح قالی شده ایم آقای داربست !( سیاه پشمالو )

 

 

***

پی نوشت ها :

1 از مارکس

2 وامی از نیچه

3 طرحی از جرمی بنتام برای ساخت زندانهای مدرن !

 

*** ناهید اللهوردیزاده  کارشناس جامعه شناسی  شاعر و منتقد .از نقد های ایشان بر مجموعه شعر های معاصر (سیاوش سبزی و ...)در نشریات مختلف منتشر شده است . 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط و.ضیایی | 

 

TinyPic image

 

  (نديمه نورد) بخش نخست شعرآستان هاي وحيد ضيايي

+ نوشته شده در  ساعت   توسط و.ضیایی | 

منتقش در مبنای فاهمه

 

 شهاب الدین ناصری

 

  

 

این یک تناقض آشکار است که میل به سعادت نمی تواند محرک فضیلت باشد اما مسئله دیگری هم که حاکم است فراگفت از فضیلتی است که نمی تواند علت سعادت بوده باشد.

نقش، در مبنای فاهمه از هرچه محصول حس و فرا حس است قوام می یابد و آنچه منتقش به نقوشی است از به هر دستی، علیتی قریب به فاهمه را جویا شده تا نقشی که به تبعیت از طبیعت مدیون است تابع به محسوس شود. هر چند به انتزاعی غیر متعارف و نامالوف از استنتاجی پی گرفته از مکذوب، بالاجبار به تناقض گویی در بیان یک قانون نظری محض بر موجوداتی معقول و البت فرا رونده از تناقضی نامحسوس در مقیاسی فرا تر از غوص در بدیهیات معین. باز صد البته اذعان به این امر هم مخل این لطف نخواهد بود که این تظاهر از آنچه مدرک به بداهتی مقبولیم را چه کس یا چه کسان، دامن زده اند. و اکمل تعقل را بر پی و پایه ای از این فاهمه ی مجزوم مقبول شده ایم

 

شعراستان هم در نظر راقم این سطور ،از این شاکله و پیامد های متعاقب آن بی نصیب و مستثنا نخواهد بود بلکم در مسیر بازنمایی مطلوبات ابژگانی و سوژگانی تبعیت از این قانون نموده.چه اگر پذیرای این مدلول همیشه معمول نمی بود ،خود به دالی پذیرفته و مقبول بدل نمی شد یا اگر هنوز هم به این حد از شناخت نایل نشده باز به این صورت و در این دعوی راه به بیراهه نخواهد نمود.باز نمایش از یک مفهوم ،یا پژواک یک مفهوم ،یا شاکله ای متعارض و حتی مخیل نامانوس از همان یک مفهوم،فرا رفت از محدودیت ها و تقیدات حاکم بر فضای معمول بیان مفهوم را طالب است .چه این مفهوم، بالطبع باشد، چه بالکذب. پس در جدایش و حضور مفهوم مورد نظر در بیانی دیگر گون ،نمایشی دیگرگون بدور از سلبی حاکم جویا و مجری خواهیم بود، تا هماهنگی های سازگار با فضای ماقبل مقبول را به ناسازگاری ازاین باب بدل کنیم.

صریح تر اینکه سعی در گریز از گزیر های ناگزیر جسته ایم که اگرچه تمایلی است به تعقل ولی در زدایش از هر نوع شناخت و آشنایی ،پیامدی ناخجسته را مسبب شده.که اگر قوه در ایجاد روابط این تفاوت ارجاعات و استنساخات و در نهایت مطبعه ای متصور از مفروض نخست را دارا باشد ،غایتی تطبیق پذیر، در اثر به  ادعا خواهد بود و فاهمه ی بدیع، غیر از فاهمه ای از مفاهیم جبری ایجاد خواهد نمود.

آن چه می ماند نهایت مندی است که در درون گاه، تظاهری به دور از ارجاع بیرونی می یابد که تعبیر به ظاهری لاینحل و غایت نهایی مشاهده به معیون است. چه در نخست نگاه، معیونی در تظاهر به دور از فاهمه ای ماهوی را استحصال نموده ایم.آنچه دلبخواهی است آن است که نشانه ای بخصوص و نشانه ای دیگر برای عنصری از واقعیت واقعی ونه عنصری دیگر به کار می رود.که باید دید آیا این خواست بین دال و مدلول است یا مدلول و مصداق؟ که در مورد شعر آستان با دالی مستقل مواجه ایم که هم ارجاعی به مصداق و هم ارجاعی به مدلول دارد که این مبنی بر وجود رابطه ای بلافصل بین مدلول و مصداق است. و حرکت مدلول را به ابژه متصل می کند واین جدایش در مفهوم پزیتیویسم را از هر دو می توان دریافت:نظریه همسایگی بین واژه ها در تشریک با هم و تقابل مشخصه  تمایز گر.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط و.ضیایی | 

جوزف باران شاعری لهستانی است که بیش از بیست کتاب با موضوعات شعر و مقاله و مصاحبه از او منتشر شده است و بیشترین اشعار او بصورت گلچین شده در کتب درسی لهستان آمده است .آثارش به زبانهای آلمانی ,روسی ,چک و چندین زبان دیگر منتشر شده اند مترجم شعَر های او به انگلیسی اوا هرینیو این ترجمه ها را در روزنامه هایی چون" پاریس ریویو" ,"ایمیج " و" بولوارد" منتشر کرده است .

 

 

"بی سر خط "

 

 

من سر شناس ترین  شاعر

 از جنس مردم خجولی هستم

که با لبخند برگ سپیداری ماسیده بر لبشون

زیر رگبار کلمات

فقط کواک کواک می کنن!

از آشنا های فقیر شازده هملت دانمارکی

بی تلفظای غلیظ

اونایی که بلد نبودن با هر گام مطنطنشون

_با فیس و افاده بگن _

بودن یا نبودن

آخه زندگی مجبورشون کرده بود

با چنان سرعت و بی اعتنایی

بودن و نبودن و تجربه کنن

که هیچ شکسپیری هم تراژدیش و نساخته .

وه وه

چی می تونن بگن

وقتی تو هر کدوم از پاپتیاشون یه حس خفته ست

که نمی ذاره دهنشون رو دنیا وا شه .

 

چه خواب عجیب و غریب افسون شده  ای یه

که با شنیدن صدای ترومپت

 کنارشون منتظره

تا پروازشون بده

با بالهای باز عقابی

که دروازه های لبشونو وا کنه

وا کنه لبایی رو که قبل از تولدشون

با خنجرای نامردمیا بستست !

 


به نقل از سایت حوزه هنری!

عصر روز ششم شهریور ماه ۸۶ حیاط باصفای حوزه هنری میزبان میهمانان شاعر و طنزپردازان نامی کشور و شاعران اردبیلی و ادیبان وفرهنگ دوستان شهر بود تا در کنار هم شب شعر طنز ((در حلقه رندان)) را به انجام رسانند.

001.jpg

در این جمع یوسفعلی میرشکاک، محمود دست پیش، ناصر فیض، همایون حسینیان، سعید سلیمانپور، علی صادقی، مقدم، سیدعبدالجواد موسوی حاضر بودند و شعر خواندند و سخن گفتند و از اردبیل هم اسکندر نجفی سوها، بختیاری، حجت بابایی، وحید ضیایی و امین رسولی شعر طنز سرودند و کاری کردند کارستان.

Resize of DSC02921.JPG

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط و.ضیایی | 

آلن پیترسون در سال 2002 موفق به کسب جایزه ی شعر و هنر انجمن هنر فلورید ا گشت .آثار او در مجلات معتیر ادبی آمریکا منتشر شده اند و دو مجموعه از او به نامهای  :"شعر های ایسیمو" و "چیز های بدتر شده "توسط انتشارات دانشگاه بوستون مجلد گشته اند.

 

خودشناسی

 

برنامه ای در حال نمایش است از کری

با توصیف قسمتهای بیست گانه ی گوش میانی

جایگزینی اعضا شان و شبکیده های زیبنده ای

 روی پرده ای که پیوند شنوایی را نتیجه می دهد

*

باید بین شنیدن و اقیانوس دیرینگیی حاکم باشد

 

مثل زمانی که آبی از دیوارهای خانه بالا میزند

 از روغن ها

از از صدای بوق ماشین هایی

که خسته کننده ترین کاغذ های قلبم را

خط خطی می کنند

*

 روزگاری که با گرانیت

که با آمرزش الکل های باغ میوه می گذرد

*

زنبور سرخ که به زبان تروریست ها

از سیب افتاده ای سخن می گوید .

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط و.ضیایی | 

« مَبادایِ متن »

" ایستادن در آستانه یِ شعرآستان هایِ وحید ضیایی "

در شناسه ی " شعرآستان ها " از دست دوستی آمده است        این یک شیوه ی عملکرد است (شیوه گرایی خاص ).         می گویم       شعر   خلقِ تماشایِ خلق است       خلقِ خلاقه از بُرش هایِ فراوانی        به تعبیری نصیبی ار نصاب     که امکاناتی را به وجود می آورد تا شیوه ی عملکرد از روی آن مشق شود

در شناسه   آمده است    تخریبِ جریانِ سخن

می گویم  تکثیرِ جریانِ تعاملاتِ کلامی بطور کل       در پلورالیسم فرم و در گشتِ نگاه های دیگر        در بستری ذهنی که تولدش « آینده » بود   

آمده است    این شعر ها محلِ مناقشه اند       با اصولِ خاص خود از جمله           زیبا شناسایی

حتمن موافقم

این که دیگران درباره ی بازیِ فرا زبان شناسایی او (  بطور کل شعر آستان ها ) چه       می اندیشند اهمیت چندانی نخواهد داشت       اصلن موافق نیستم    چون همین که خواننده یِ اِلیت یا حتّا خواننده ی عمومی به این شعر ها می اندیشد نوعی مرافقه و یا مناقشه و یا حتا منازعه تلقی می گردد که خود شروع  اهمیت گذاری                  است     اهمیت گزاری

متونِ دورگه    و چند رگه شعر ها     شعر- متن ها      شعر – نثرها    نثر – شعر ها    نثر – نثر ها      و پاساژهای خالی از کلمه و ادوات و اسباب      و فضاهایی پر از سکوت  و صدایی غیر از جنسِ فکر – شعر    یا فکرِ شعر       که همه در باد و گردبادِ مبادای متن دایره می شوند    و همه دایره ی بی شکلِ شعر     شعر تماشا     که چشم بیش تر از گوش و دهان سهم می شود و گوش و دهان بیش تر از

گفته آمد       از ویژگیِ شعر مدرن پیوندی است     که شاعر معاصر بین مفاهیم و اشیاء ایجاد کرده         

می گویم امّا در گُسست و بی نسبت کردن رابطه ی این مفاهیم و اشیاء در پروسه های پس از مدرنیسم     صورت می گیرد    یعنی هی دور و دورتر از موقعیت مقصود و پرتاب در موقعیتی غیر مُتصوّر امّا سیّال .  

می پذیرم     شعرآستان ها       شعرِ محوِ مدامِ سوژه     محوِ مضمون    محوِ موضوع .

اما سیالیت و شناوری در عناصر و انرژی های موجود و بوجود آمده متن    که          انگیزه      متنِ ضد انگیزه را در ذهن مخاطب    انگیزش می بخشد

شگفت اینکه     با تجربیات نسبی در شعر کلاسیک و در ادبیات گذشته متن پارسی که شاعر دارد    امّا جا پای آن     در ضریب بالایی   در متن حاضر ( شعر آستان ها ) پیدا نمی شود چه در کمپوزیسیون و قاب های متن      چه در اجزا و جزء جزء شناسی شعر ها

خلقِ جدید      موقعیتِ حتمی این سلسله شعر هاست و کشف هم شاید ابتدا در چشم اتفاق افتاده و بعد در ذهن      یعنی همان طیفِ رنگین کمانیِ سرایش در چشم      در چشم آسمان همراه با مضربی از هوش و سرعت و جنون     اما خلق جدید     بی گمان با تکنیک های آفریده باید توأمان باشد      تکنیک های استفاده شده و عادت گرا     حرف متن را به انحراف می کشاند     به انحراف تکرار و آشنایی    

در موقعیت شعر پس از مدرنیسم      موقعیت شعر و شاعر    سر مشق است       مشق نیست        که فی المثل در این مورد نظر به بازی های زبانی یا تکنیک های فرا زبانی است که طبعا      شعر آستان ها در تقرّب به هویتی مستقل دایره های خویش را ترسیم می کند      در شعاعی از اتفاق و غَش       و ناگهان       شعر عبور        عبور از بازی های زاید      و رسیدن به خودیتِ خود    خودِ شاعر        خود شعر    خودِ بی زمانیِ زمانِ مکان گرفته در بی مکان یا هر مکان     که مکان     حتّا می تواند کلمه باشد   که تو در آن خانه کنی       با سقفی از حس و ضربت .

شعر عبور از معصومیت نا به جا       شعر عبور از  شهوت     و غریزه      و شعر عبور از متن   حتا نامتن       تا در مبادای متن      رها شدن    « وقتی که زندان در        گریه هایم جاری می شود » *

 

*)  از شعرآستان های وحید ضیایی        

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط و.ضیایی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
وحید ضیائی

شعرآستان ( sherastan ) تلفيق ميان ژانري شعر و داستان در وضعيتي پسا مدرن است . حركت در جاده مه آلود تاويل .برخاسته از خاكستر خيال شطح و پيوسته به شكنندگي جهان ناباور امروز .شعراستان در ناخوداگاه اتفاق مي افتد در اتفاق زاده مي شود و تعبيري از فردا و امروز تعبير مند ماست .شعرآستان خود مويد ذات عاصي خويش است و مولف تنها يكي از مخاطبان اوست .مخاطبي كه كاشف آن است نه سازنده ...



كتاب هاي الكترونيكي :

آن اين عكس ( مجموعه غزل نئو كلاسيك ) نشر مانيها / 2006
33 شعر عاشقانه ( مجموعه شعر ) نشر مانيها / 2006
هزل تعليم است ( پژوهشي در هزل و طنز فارسي ) نشر اديبان / 2007
نديمه نورد ( مجموعه اول شعرآستان ) نشر وازنا / عروض / مانيفست 2008

English e books :

The hawker singer/ p.tolui - englisg poetry
I feel blood in my mouth / p.tolui - english poetry

كتاب هاي مجلد :
فرصت دوست داشتن ( ترجمه – معرفي شعر زنان جهان ) نشر بوتيمار 2007
نديمه نورد ( مجموعه اول شعرآستان ) نشر اديبان / 2008
مويه از لاكپشت هاي 33 ( مجموعه شعر ) نشر مهر / 2009


در دست چاپ :

شاعران انگلستان (از قرن 18 تا 20) ترجمه از لرد دیود سیسل

هیچ سنجاق سری نبود -( کوهستان سرد )معرفی و شعر هان شان شاعر چینی

گندم و گلوله / شعر طرح دوزبانه


آثار آماده انتشار :


- کتاب دختر گیسو بلند – کتاب کودک – افسانه های مردم چین

- مولوی های بچه گی برگردان اشعار مثنوی معنوی به شعر کودک

- شاعران برگزیده سال 2004 مجموعه اشعار شاعران برتر جهان (گروه ترجمه)

- فاسق لیدی چترلی – دی اچ لارنس (رمان)

- کتاب مرگ رمان - کورن ول

سردبير نشريه طنز و كاريكاتور مطبخ / 1386-1387
مدير داخلي نشريان آواي مردم / صبا / الفبا 1385-1388

پیوندهای روزانه
Poets Against War
دانلود ترانه برادر شجريان
نقدی در روزنامه جام جم
شعر هایی دو زبانه در وازنا
چند شعر در ادب فارسی
ملانی کرو،
شعر جهان، آمریکا، آلن پیترسون
لورنس گوکل ...ترجمه
نقد ثریا کهریزی بر مجموعه 33 شعر عاشقانه
ترجمه شعر ی از تی اس الیوت در مجله ادبی عصر آدینه
انتشار ترجمه شعر هفتگانه هایی برای مریم در سایت پوئتری
نقد دکتر بیزن باران بر شعر های وحید ضیایی(ساختار زدایی)
اثار منتشر شده در سایت دیگران
بررسی نماد های سودومی- ادبیات و فرهنگ
طنز مکتوب قصه شاه و شاعر - ادبیات و فرهنگ
اثار منتشر شده در سایت رواق
يادداشتي بر داستان تاريكي در پوتين از مجموعه ي يوز پلنگاني كه با من دويده اند بیژن نجدی
نقدی بر کتاب فرصت دوست داشتن تر جمه ها - کین اذری
در سوگ دوستم عمران صلاحی
طنز آمیخته به هزل در مثنوی مولانا
یادداشتی به فروغ از فروغ
داستانی در ماه مگ
نقد ثریا کهریزی بر کتاب 33 شعر عاشقانه
مانیفستی برای شعرآستان (کیان آذری)
علف سبز نوازش
چشم های بارانی
حضرت ظریفی
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
88/07/01 - 88/07/30
88/06/01 - 88/06/31
88/05/01 - 88/05/31
88/04/01 - 88/04/31
88/03/01 - 88/03/31
88/02/01 - 88/02/31
87/12/01 - 87/12/30
87/11/01 - 87/11/30
87/10/01 - 87/10/30
87/09/01 - 87/09/30
87/08/01 - 87/08/30
87/07/01 - 87/07/30
87/06/01 - 87/06/31
87/04/01 - 87/04/31
87/03/01 - 87/03/31
87/02/01 - 87/02/31
87/01/01 - 87/01/31
86/11/01 - 86/11/30
86/09/01 - 86/09/30
86/08/01 - 86/08/30
86/07/01 - 86/07/30
86/06/01 - 86/06/31
86/05/01 - 86/05/31
86/03/01 - 86/03/31
86/02/01 - 86/02/31
85/12/01 - 85/12/29
85/05/01 - 85/05/31
85/04/01 - 85/04/31
آرشیو موضوعی
کتاب های منتشر شده
پیوندها
دفتر شعر جوان
خلیل حمیدی طوی
نقاشی های خلیل حمیدی طوی
واحد فراهم آوری اعضاء پیوندی
دکتر پروین سلاجقه
نقد شعرآستان در آنتولوژی شعر ترکیه ( ترکی استامبولی)
The hawker singer- english poems
i feel blood in my mouth- english poems
فروغ فرخزاد
پوئتری ( سایت شعر جهان)
تازه های ادبی
خانه شاعران جهان
ادبی فروغ
کانون ادبیات ایران
م .موید
محمد علی اسلامی ندوشن
مجله ادبی صحنه ها
مجله ادبی گاف
حافظ موسوی
مجله ادبی جن و پری
مجله ادبی پیاده رو
مجله ادبی امضا
احمد شاملو سایت رسمی
مجله ادبی اثر
ابوالفضل پاشا
ارش نصرت اللهی
افاق شوهانی
هاشم کرونی
کتاب الکترونیکی ندیمه نورد - شعرآستان
مجله مانی ها
مجله رواق
مجله عروض
مجله مانیفست
غزل پست مدرن
کتاب الکترونیکی مجموعه شعر 33شعر عاشقانه
سکسکه های یک مست
مجله ادبی ماه مگ
کتاب الکترونیکی مجموعه شعر کلاسیک آن این عکس
مجله شعر
لیلا فرجامی
سهیل قاسمی
ازاده زارعیان
شیدا محمدی
روجا چمن کار
فرشید جوانبخش
پویا عزیزی
اسد اله امرایی
علیرضا پنجه ای
والس ادبی
عصر ادینه
مجله وازنا
ادبیات و فرهنگ
خبر نامه ادبی هفتان
گل اقا
رویا صدر
بلوط
لوح
داوود ملک زاده
دیگران - ادبی
امیر مرزبان
وحید نجفی
حسین دیلم کوتلی
مریم حقیقت
پیام جهانگیری
مجله عروض
ساجده کشمیری
ثریا کهریزی
زیبا کاویی
میثم متاجی
میثم ریاحی
دکتر بیژن باران
رضا شنطیا
مهرداد فلاح
احمد بیرانوند
ونوس رستمی
سعید سلیمانپور
ونوس رستمی
هدیه گلابی
پیام سیستانی
رحیم سلیمانی
مریم دلباری
محمد آسیابانی
پیام سیستانی
عارف رمضانی
سمیه فروغی
گلناز فندرسکی
بهزاد خواجات
طنز و طرح و ... از وحید
سایت رسمی هالیوود
محسن مخملباف
رضا کاظمی
نقاشان ایران و جهان
پریا تفنگ ساز
مجله ادبی نیمکت
فاطمه اختصاری
english poetrys
مجله ادبی دیباچه
اولیس شاهکار جیمز جویس
شعر های گندم
ماهی ها و الهه ها ...دکتر نادعلیان
حبیب محمد زاده
مجید سعد آبادی
red songs
گروس عبد الملکیان
خانه هنرمندان ایران
سایت فرهنگی فیروزه
شهاب مقربین
علی بابا چاهی
علی عبدالهی
علی رضا قزوه
رضا چایچی
هرمز علیپور
مهدی مرادی
کورش همه خانی
عکاسان حرفه ای جهان
علی الفتی
م.آذر فر
مانا آقایی
علیشاه مولوی
قاسم کشکولی
وحید آقاجانی
احمد پوری
یدا...رویایی
مجله دبی دانوش
داستان نویسان زاگرس
3 پنج ادبی نشریه
آتی بان مجله ادبی
مجله ادبی عصر ادینه
مجله فرهنگی فیروزه
مجله نیمایی دینگ دانگ
مجله ادبی هیجار
مجله ادبی رندان
پروین طلوعی
ناصر فیض
مجله ادبی خزه
پگاه احمدی
جمانة حداد
مهدی اکبری فر
محمود مهدوی
محمد باقر نباتی مقدم
الناز سرخانلو
وحید علیرضایی ( سینما )
موج نو سینما
والت ویتمن
سعید بیابانکی
کیوان اصلاح پذیر
عارف رمضانی
حسن سهولی
طنز های عباس صادقی
لیلا نوروزی
مهدی اکبری فر
آیدین ضیائی
عادل قلي پور
سايت ادبي مايند موتور
ادبي زغال
كلاه استوديو
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

مژگان موزيك