![]() |
![]() |
|
|
در ادبیات غنی جهانی آنجا که مرز های اسطوره و واقعیت در هم می آمیزد و سرشت انسان در پرسشی جاودانی بین خوبی و بدی سرگردان می ماند در مقابل اهورای نیک اهریمنی زاده می شود و در مانویت ایرانی این دو گانه پرستی تا بدانجا پیش می رود که مقدس ترین دستاورد بشری یعنی نوشتن و کلمه از دل همین تاریکی به انسان القا می شود و ابلیس در کلمه به دست انسان آفریده .این چند سطر مقدمه ای است بر کتابی که تازه شروع به تالیف ترجمه و پژوهش آن کرده ام . به طور قطع عنوانی برایش انتخاب نکرده ام اما موضوع کلی " ابلیس در ادبیات جهان " است .به طور قطع دوستان بزرگوارم در اقصی نقاط ایران مثل ها حکایت ها و افسانه های بومی خاصی در این زمینه سراغ دارند که امیدوارم با راهنمایی این عزیزان بتوانم مجموعه ای غنی از افسانه ها عقاید و ... در این مورد به دست آورم .پس به امید همکاری دوستان و تشکر از استادانی چون : دکتر اسلامی ندوشن دکتر سرامی و دکتر آحادی فر _ ادبیات مغرب _ منتظر e .mail های عزیزان هستم .به عنوان نمونه از کتاب " از چاسر تا الیوت " که تازه کار ترجمه اش را به پایان برده ام – و با همکاری دوست عزیزن یاسین نمک چیان فصولی از آن در روزنامه گارگزاران به صورت پا ورقی منتشر شد - دو نمونه از آثار بسیار زیبا در حول همین محور تقدیمتان می کنم .نخست از "بهشت گم شده " ی میلتون اثری جاودانه در آثار ادبی و دیگری از نمایشنامه دکتر فاوست . وصفي از ابليس و فرشتگان فرو افتاده برفراز تخت گاهش با صلابت بس معز و مغرور چونان برجي راست كرده قامت قامتي كه هنوز گم نكره تمامي آن نور ذاتي آسماني تلالو بكرش كم از فرشتگان مقرب , نه! - گر چه فرو افتاده – اغراز شكوه مبهمش چون طلوع آفتاب نويي در افق مه آلود بي رنگي – كم فروغ – يا وراي ماهي در كسوفي كم جان, گرگ و ميش مصيبتي جاري انواري بر فرمانرویايي متحير, پاره اي از اقوام سياهي كه فرو مي نشيند: از فرازشان فرشتگان مقرب[1] نور افشان: - اما اين اوست : - زخم عميق رخسارش از تندر, آبديده دلهره اي در گونه هاي پژمرده نشسته اما در پنهان آن شجاعت بي باك و غرور محتاط به انتظار انتقام ايستاده ابليس ! – از: بهشت گم شده اثر ميلتون DESCRIPTION OF SATAN AND THE FALLEN ANGELS He above the rest In shape and gesture proudly eminent Stood like a Towr; his form, had form had yet not lost All her Original brightness, nor appear’d Less than Arch Angel ruind , and th excess Of Glory obscur’d : As when the Sun new ris’n Looks through the Horizontal misty Air Shorn of his Beams, or from behind the Moon In dim Eclipse disastrous twilight sheds On half the Nations, and with fear of change Perplexes Monarchs. Dark’n’d so, yet shon Above them all th Arch Angel: but his face Deep scars of Thunder had intrncht, and care Set on his faded cheek , but under Browes Of dauntless courage, and considerate Pride Waiting revenge. From
Ah Faustus,![]() Now hast thou but one bare hower to liue ,
And then thou must be damnd perpetually :
Stand still you euer moouing spheres of heauen,
That tieme may cease, and midnight neuer come:
Faire Natures eie, rise , rise againe, and make
Perpetuall day, or let this houre be but
A yeere , a moneth, a weeke, a naturall day,
That Faustus may repent , and saue his soule,
O lente Olente curite noctis equi:
The stares mooue stil, time runs, the clocke wil strike,
The diuel wil come, and Faustus must be damnd.
From the lost soliloquy of DOCTOR FAUSTUS
آوخ فاوست
هم اينك توئي با كمترين زمان ممكن براي زندگي زان سپس نفريني ابدي كه مي بايست دامنگير تو باشد خاموش بايست كه هرگز تو را سپهر فردوس جايگه نخواهد بود زماني كه به نابودي مي گرايد و نيمه شبان را هرگز نخواهي ديد سرشت قاضي! دوباره و دوباره ظهور كن و دوباره و دوباره روزي بساز, يا ساعتي مهلت زيستش ده اما: سالي و ماهي و هفته اي , روزي به مداومت بي انجام كه شايد فاوست استغفاري گويد و روحش آرامشي يابد: O lente lente curite noctis equi: ستاره از حركت باز خواهد ايستاد, زمان معلوم به اتمام مي رسد و زمان آن فرا مي رسد شيطان خواهد آمد و فاوست مي بايست سزاوار نفرين شود. از «آخرين تك گوئي دكتر فاوست[2]» [1] - (Arch-Angle) فرشتگان مقرب: نام نظامي از فرشتگان آسمان كه از آن جمله مي توان حضرت ميكائيل – جبرائيل – اسرافيل- غرائيل و رافائيل را نام برد. در آيين سحيت اين فرشتگان عبارتند از : ميكائيل – جبرائيل – رافائيل – عورئيل ظاهراً ابليس پيش از سقوط از آسمان و تا پيش از خودداري از محل سجده در برابر شيطان جزو فرشتگان مقرب بارگاه الهي محسوب مي شده است. [2] - نمايشنامه فاوست , چكيده ي انديشه و آزمون شاعري دانشور و انديشمند يوهان و لفگانگ گوته (1832-1749) كه در زندگاني طولاني هشتاد و سه ساله اش آن هم تا چندي در بالاترين مقام يكي از دربارهاي كوچك آن زمان شاهد دگرگوني هاي ژرف سياسي و اجتماعي اروپا در جريان انقلاب بزرگ فرانسه و جنگهاي ناپلئون بوده است. فاوست سرنوشت آدمي را در رابطه با خدا و شيطان در كشاكش گرايش ها و انگيزش هاي تن و جان مطرح مي كند |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط و.ضیایی |
|
|
" ابوی به جنوب می ده کوره رود"
مستقیمن خطاب به آن قسمت از شرف که درگیر و دار حمله بانو بن لادن مصرفی اش را می فروشد به قیمت یک چهار راه خلوت و یک عجوزه که لایق کلاشینکفش است انهم با سس هزار جریده که بدون سانسور نمی شود سبزی رویشان چرید . در سراچه ابنه فروشان سنگ به قیمت دستان لرزان تویی باید باشد که سنگ ریزه می پرانی به شلوار کفن شده ی مردی که جز فاحشه نمی شناخت .امروز دندانهای طلای او را هزار نفر بیل صاحب می شوند از مرده شور و کافور چی و شهامت سیبیل هایش را حتا موشی که شب می دردش نیز نمی رید .از عید شروع می شود جایی که خودمان را می ترکانیم و به جای ماهی خونی سر سفره دختران حیض افغانی را بال بال می زنانیم و در تن تن عقب ملا عمر جان برای شلوار های گشاد جنابان هفت تیر بسته کلاشینمکف در می اوریم تا بترسند بتر سند بتر از سند باد بحری که ادم حتا فکر عرب را می کند گاهی بالا می اورد چه؟ مهم نیست شاید قلنبه گی شاید دل ضعفه شاید پدر بزرگ مشدی اسماعیل بنا که وقتی خانه سپور محله را به شکل مکعب ساخت فکر می کرد الان است که جر بخورد زمین و مثل معجزه از این مکعب دختر مشدی بیرون بزند .تا جرش بدهد همه سفته های قرار شده را وعزرائیل را دوست دارم که افتاب نزده بیرون درختک های لای پای این مروه و صفایی می دهد حضرت فیل تا هی خرطوم نظر کنی جهت انقیاد متسلسله ی همایونی وقتی بابایت از بیشتر زنانی که در ذهنش هم می ترسد عقدشان کند یکی را ماریه اسم می کند و در وجه المصالحه شمالی ترین قسمتت یعنی مغز و راسته برای برادر زاده ی غریزیات ادامس تعارف کند . قاطی نکن این اقا همان زن برادر برادر زاده ی اسرافیل است که از سر گشادش وسط میدان شعار زنده باد توالت را سر داد و همه از جمله خود راوی پشت سرش از وحشت خیس کردییم لای هر چه رنگ ایین و کتاب درسی سالهای بچه گی بود .اکنون حضرت سلطانی نمی دانم گی ها را چگونه بگذارم پس کله این همه صفت .روس از طرفی می شود روسگی .انگلساکسون ار طرفی می شود ساکسیفونگی و من از طرف مناظر شرقی حاضرم تا شما را به عقد دائم حرامزاده ای مثل شعر در باورم بگذارم وسط عنتری که لوطی اش را هنوز پیدا نکرده ام .راستی از انجا که در دیر مغان نیست چو من شیدایی و این این هرچه گفته دود و دم محض بوده که زیر لحاف اسمان خورده و برده و مرده کنون چه فرقی می کند که در بایزید بسطامی چه چه بزنم یا ابو سعید ابول خیرات به کثافت سمرقند و بخارا و حکایت : روزی که روزگار از دمارش در امده بود ترکی عقب عقب می رفت خورد به یه بابایی که از کله اویزوون بود .یهنی دابلییو دابلییو دابلیوو دات اویزونش کردن و کردن و کردن دات کام از تو بر نمی اید .خلاصه از انجا که این کله پا شکل مادر این جناب که نه ان جناب سیبیلو بوده به تر موی دراز هر چه طناب است یه کف محکم بفرستید که من از دست تو انچنان کشیدم / که گویی انچنان ها را چشیدم .این را من از حیوان یاد گرفتم که از بچه گی مثل میمون ریزو راهش یکی بود حالا برای من شده یک پا وسط این بکن بکن برف و سرما سرما ار لحاظی عالی است چون عید که می شود مشدی بر می دارد می گذارد بیرون تا هوابخورد و ورد می خواند تا به امید بتواند حق مطلب و سلیمان و بلقیس و عبد العلی و همه را ادا کند تا توی بی مغز کله کدو هم برای افطاری مهمان خوشه ی ثریا شوی و ان دور دور ها برای بادامی هایی که در شرق پوست کله شان را صاف می کنند دعای چشم زخم بفرستی .اسی را یادت نرود که حالا دارد با افغانها چای می خورد و به این می اندیشد و به ان و به همه و به جای صورت یکی به سخنران نگاه می کند یکی به میانگاه نواز شریف و یکی بود یکی نبود غیر از تنور هیچی نبود .حالا چرا تنور ؟چون یه وری فقط تن داره و بس .
ازمی 2007 جولان می دهد . |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط و.ضیایی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
وحید ضیائی
شعرآستان ( sherastan ) تلفيق ميان ژانري شعر و داستان در وضعيتي پسا مدرن است . حركت در جاده مه آلود تاويل .برخاسته از خاكستر خيال شطح و پيوسته به شكنندگي جهان ناباور امروز .شعراستان در ناخوداگاه اتفاق مي افتد در اتفاق زاده مي شود و تعبيري از فردا و امروز تعبير مند ماست .شعرآستان خود مويد ذات عاصي خويش است و مولف تنها يكي از مخاطبان اوست .مخاطبي كه كاشف آن است نه سازنده ... كتاب هاي الكترونيكي : آن اين عكس ( مجموعه غزل نئو كلاسيك ) نشر مانيها / 2006 33 شعر عاشقانه ( مجموعه شعر ) نشر مانيها / 2006 هزل تعليم است ( پژوهشي در هزل و طنز فارسي ) نشر اديبان / 2007 نديمه نورد ( مجموعه اول شعرآستان ) نشر وازنا / عروض / مانيفست 2008 English e books : The hawker singer/ p.tolui - englisg poetry I feel blood in my mouth / p.tolui - english poetry كتاب هاي مجلد : فرصت دوست داشتن ( ترجمه – معرفي شعر زنان جهان ) نشر بوتيمار 2007 نديمه نورد ( مجموعه اول شعرآستان ) نشر اديبان / 2008 مويه از لاكپشت هاي 33 ( مجموعه شعر ) نشر مهر / 2009 در دست چاپ : شاعران انگلستان (از قرن 18 تا 20) ترجمه از لرد دیود سیسل هیچ سنجاق سری نبود -( کوهستان سرد )معرفی و شعر هان شان شاعر چینی گندم و گلوله / شعر طرح دوزبانه آثار آماده انتشار : - کتاب دختر گیسو بلند – کتاب کودک – افسانه های مردم چین - مولوی های بچه گی برگردان اشعار مثنوی معنوی به شعر کودک - شاعران برگزیده سال 2004 مجموعه اشعار شاعران برتر جهان (گروه ترجمه) - فاسق لیدی چترلی – دی اچ لارنس (رمان) - کتاب مرگ رمان - کورن ول سردبير نشريه طنز و كاريكاتور مطبخ / 1386-1387 مدير داخلي نشريان آواي مردم / صبا / الفبا 1385-1388 |
| آرشیو موضوعی |
|
کتاب های منتشر شده |
|
RSS
|