![]() |
![]() |
|
|
جای خالی گیسوانت را هیچ روسری ای در افق نمی پوشاند ...
بخش نخست شماره سی شعرآستان ویژه نقد و بررسی مجموعه ندیمه نورد : با آثاری از : یوسفعلی میر شکاک – آیت دولتشاه – احمد بیران وند – سعید احمد زاده – سیاوش دانش آذر – پروین طلوعی ( و ) وحید علیرضایی – آیدین ضیایی – ناهید اللهوردیزاده – علی مسعود هزار جریبی – دکتر قدمعلی سرامی – سالار عبدی – سولماز برزگر ماهر – ناما جعفری شماره دوم ویژه نامه اول بهمن ماه با آثاری از : رضا سید حسینی – عبدالعلی دستغیب – سید محمدو سجادی – م . آذر فر – سید مهدی موسوی – سینا علی محمدی – محسن رضوان – حسین فاضلی – خلیل رشنوی همراه با ترجمه هایی به انگلیسی و ترکی استامبلی از همین مجموعه
جمانه حداد شاعر ، مترجم و روزنامه نگار لبنانی ، متولد 1970 بیروت به هفت زبان زنده دنیا مسلط است و در روزنامه النهار به عنوان روزنامه نگار ادبی فعالیت می کند .( زمان یک رویا : 1995 ) ، ( دعوت به شام مخفی : 1998 ) ، ( بازگشت به لیلیث : 2004 )، ( به اندازه کافی گناه نکرده ام : 2004) از آثار اوست .او را از شاعران مدرن و جسور عرب می شناسند . * لها في الشعر:
من یک زنم ! نه کسی را توان آن که معنی کند سکوتم را نه کسی که حدس بزند که را می بینم پلک هایم را که روی هم می گذارم ... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط و.ضیایی |
|
|
یادداشتی بر شعرآستان وحید
یوسفعلی میر شکاک
بنای کار وحید ضیائی در " ندیمه نورد " که خود عنوان شعرآستان بر آن نهاده ، بر جمع میان ناخوداگاهی شعر و خوداگاهی داستان است .البته شعر یکسره از خوداگاهی نمی جوشد و داستان نیز یکسره حاصل خوداگاهی نیست... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط و.ضیایی |
|
|
امپرسيون كلمات شاعرانه
نديمه نورد عنوان مجموعه شعرآستاني است از وحيد ضيايي. اثري غريب كه در برخورد اول با آن حس نا آشنا بودن و غير طبيعي بودن را به مخاطب منتقل مي كند. اما اگراين شعر آستانها را كه با منطق هم شعر و هم داستان نگارش شده اند را بخواهيم با الگوهاي رايج داستاني بسنجيم به مشكلات عديده اي رو برو مي شويم كه كاملاً مر بوط مي شوند به ژانر گريزي و قالب گريزي شعرآستانها. با نگاهي داستاني به متن انگار با يك راوي اول شخصي كه دچار هزيان گويي و ماليخوليا شده و دارد تصويري مغشوش از دنيا و ذهنش را ارائه مي دهد، در جايگاهي مثل يك بيمارستان رواني، يك فراموش خانهء سالمندي و يا پشت يك خاكريزدر تنهايي و نااميدي و هجوم مرگ. در شعر آستان سياه پشمالو رد پايي از (يك عشق نافرجام،يك زندگي از هم پاشيده، مردي روشنفكر گرفتارافيون و خسته از فقر و سياست زدگي و دين زدگي، سالوس و بي هويتي و را يافت...
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط و.ضیایی |
|
|
یادداشتی بر « ندیمه نورد مجموعه شعرآستان » سروده ی وحید ضیایی «در تو در توی روایت» سلسلسه شعرآستان ، اشعاری هستند که با شکل، شمایل و ویژگی ها ی خاص در کارنامه ی آثار وحید ضیایی برجسته شده اند . ضیایی ، جزو آن دسته شاعران جوانی است که شعر رابه صورت جدی و با قوه ی خلاقه ی متفاوت دنبال می کند . دست او بر ترجمه و اهتمام به گردآوری ها ی متفاوت ، از دیگر شاخصه ها ی کوششی _ جوششی شاعرانه اش محسوب می شود که بر پیگیری جدی او در این وادی ،مهر تایید شده است ... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط و.ضیایی |
|
|
Avangardizmin Radikal Şairi________________________________________ |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط و.ضیایی |
|
|
ایستایی در دنیایی مه آلود یادداشتی بر شعرآستان وحید ضیایی ( سیاوش دانش آذر )
یکی از برجستگی هایی که مجموعه ی ندیمه نورد دارد آن است که واژه هایی که مورد استفاده ی کلی اثر قرار گرفته اند از قبیل واژه هایی هستند که ما به طور روزمره با آن ها مواجه هستیم . هر چند شاعری که زیر نور لامپ چل می نشیند و شعر می نویسد نمی تواند درک درستی از شمع و ... داشته باشد . و این مهم تر از همه که تقریبا استفاده از شمع و گل و پروانه هنوز در ردیف اول شعر این مملکت است و این بد است . اما شعرآستان های وحید ضیایی هر چند نه به طور کامل اما از این مورد رنج نمی برد و واژه ها همان هایی هستند که در واقعیت هم اصل خود را دارا بوده و بدل های دور و بر ما همه از وام های اصلی به دست آمده اند ... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط و.ضیایی |
|
|
خوانشی بر تفت دژ گند
در كلمات "فلك الافلاك" و "السالوادور" به بازي زباني و مانور آشكاري روي حرف لام مي رسيم. مي توان در ذات تلفظي اين حرف به نوعي سكوت دست يافت اما در تضادي همزمان، هم در فلك الافلاك و هم در السالوادور، نوعي جنبش انقلابي از دو زمان متفاوت به چشم ديده مي شود. زماني كه بازوي قطع شده به فلك الافلاك تشبيه مي شود، اشاره به خاصيت دفاعي اين قلعهء كهن و شكلِ نيمه پابرجاي آن در عهد حاضر است. نويسنده به شكلي كاملا گذرا اما موثر، اشاره به كشته اي مي كند كه در جريان دفاع از شهر،نصف بازوي خود را از دست داده و حالا دارد با السالوادورِ تنبلانهء مرد نامرد كه در حال تن آسائي در زندان است،مقايسه مي شود. در اين قسمت، نويسنده شايد دارد به بُعدي از مبارزاتِ به بيراهه رفتهء چريك هاي آمريكاي جنوبي اشاره مي نمايد كه حالا در هيئت نامرديِ شخصيت بند"ب" حلول نموده و به خميازه اي كاهلانه دچار گشته است... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط و.ضیایی |
|
|
حکیمه ظفری
به وحید ضیایی و شعرآستان هایش پاییز بدی دارم حال و روزی از تصادف شاعرانه ی مان کبودم آنقدر زمستانی است که واژه های دور سرم قندیل می بندند ردیف چشمهایم را به گذشته های دور تر از خوابم تو را دیده کنار خیابان که گل می فروشند دستان باغچه ات بان مهربانی ست گنگی زبانم را ، کر گوش شیطان توی جلدت رفته از آسمان شور با بیاورد بیلی برای کاشتنم در تو سیب سرخی شود برای بهشت زیر پای من اما نیمکتی ست با گلهای زرد خاطره انگیزش و هیجانم برای گرفتن انگشتانت دراز می شوند کیلومترها بین من و تو که اتفاقی نیافتاده از سرت دستهایم را بر نداشته ام لب از دهان شعرهایت عسلنگ می زند آلام عارفانه هنوز به یکی در خودمان تن نداده ایم فرصت دوست داشتن را بال بال می زند کفتر ابروانم که پرت می داد تا شعر بگویی و اسمم به در شود تخته با تو جفت نمی شوم از قضای روزگاری که سر کلاس دکتر ولیدی همانت می شدم سپاه پشمالویت در مناظره زنانه ام زره سخت می شد بر ابرت کم نیاورم یکوقت به رویم که کمت دارد حال و روزم سیاهت شده بی کرک پشمالویی که به شیمی درمانی اش جواب نمی دهد... |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط و.ضیایی |
|
|
سوزان هاتن در سال 1996 موفق به فارغ التحصيلي از دانشگاه ميشيگان شد و در شاخهء شعر انجمن "والاس استجنر" عضو گشت. اشعار او در مجلاتي نظير " پلافشرز" ، "پوئتري" و "فيلد" منتشر شده است. او در شهر " آن آربر " زندگي مي كند و از اعضاي هيئت مولفان "موسسهء ادبيات" است. انتشارات دانشگاه "كارنگي ملن" در آينده اي نزديك ، كتاب "در باب ناپديد شدن حيوانات عظيم الجثه" اورا به دست چاپ خواهد سپرد... نه عنكبوت، نه گوجه و نه سنگريزه، اين نامي راكه ما به آنها داده ايم، ندارند... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط و.ضیایی |
|
|
سوگ در / برای آسمان خوانش شعر" ماه مرده " از دفتر " نامهای حک شده بر سنگ " ضیاءالدین ترابی دانای کلی که عنوان خبری شعر را از زبان ماه مرده شروع می کند از آن لحاظ داناست که مرگ یا خواب در حقیقت جهان چشم گشادن به جهان حقیقت و راز گشایی عوالم زیرین و کشف چونی و چرایی رویداد های عالم ظاهر است .با مرگ ماه او به راز نادانسته ها و رمز مرگ خویش چون پدر هملت آگاه شده جادوی خواب ارغوانی و اتفاق نیستی اش را در می یابد .در عنوان شعر که به دو صورت ( ماه مرده ) : خبری مخاطب وار و ماه مرده روایی بر می خوریم که در هر دو آغاز سوال چرایی و چونی ماه ، مرگ ایم ماه و چگونگی مرگ او در ذهن متبادر می شود .چون ندیمه گانی هراس آلود و محافظانی سرگردان هنوز طبل می زنیم اما اینبار در آسمان ، ما محافظان آسمانی ماهیم .ما در قلمرو آسمان به محافظت نیروی جادوانگی ایستاده ایم و با آگاهی به مرگ و جعل بزرگ آسمانی به زنهار فلک مشغول گشته ایم : فریاد می زنیم : این ماه جعلی تمام شب را به نیستی کشانده است و هراسی از هوشیاری ما ندارد چرا ؟ ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط و.ضیایی |
|
|
وحید علیرضایی ( رمان نویس – پژوهشگر )
وحید علیرضایی و خلیل حمیدی طوی (نقاش ) آنچه در نوشته های وحید ضیائی دیده می شود شکست هجاوایی کلمه در ساختار شکننده ی جمله است .در هم آمیزی معنای واژه و جایگاه واژه در شعراستانهای ضیائی پایه ای ترین تلاش وی است برای رسیدن به تفاوتها...
آیدین ضیائی ( شاعر )
در مورد شعر آستان با دالی مستقل مواجه ایم که هم ارجاعی به مصداق و هم ارجاعی به مدلول دارد که این مبنی بر وجود رابطه ای بلافصل بین مدلول و مصداق است. و حرکت مدلول را به ابژه متصل می کند واین جدایش در مفهوم پزیتیویسم را از هر دو می توان دریافت:نظریه همسایگی بین واژه ها در تشریک با هم و تقابل مشخصه تمایز گر...
ناهید اللهوردیزاده ( منتقد – شاعر ) شعرآستانها در یک جمله و به زبان ساده پژواک صداهای سرکوب شده ی درون و "پیرامون هامونهایمان " است که از استریوفونی متن گذر کرده است .شاعر علی رغم تمام معاییر بوطیقای سنتی با شکستن نرمهای معمول حتی تا حد آنارشیزم گفتاری آثاری خلق کرده است که قطعن به مذاق پیوریتن های ادبی خوش نخواهد آمد .هم آنانی که قواعد ادبی را چونان قانون حمورابی حک شده بر ستونی ار فلدسپات خشک و لایتغیر می دانند...
علی مسعود هزار جریبی ( شاعر - منتقد )
شعر آستان ها در تقرّب به هویتی مستقل دایره های خویش را ترسیم می کند در شعاعی از اتفاق و غَش و ناگهان شعر عبور عبور از بازی های زاید و رسیدن به خودیتِ خود خودِ شاعر خود شعر خودِ بی زمانیِ زمانِ مکان گرفته در بی مکان یا هر مکان که مکان حتّا می تواند کلمه باشد که تو در آن خانه کنی با سقفی از حس و ضربت . شعر عبور از معصومیت نا به جا شعر عبور از شهوت و غریزه و شعر عبور از متن حتا نامتن تا در مبادای متن رها شدن « وقتی که زندان در گریه هایم جاری می شود...
سعید احمد زاده ( شاعر - مترجم )
مخاطب شعرآستان به شکل تراژیکی به خود واگذار می شود تا از پس تماشای وانمایی شبیه سازی شده ، به واقعیت عریان وجود خویش بازگردد . امری که در بطن هر رویکرد مطلق انگارانه ای جریان دارد . از این رو شعرآستان وحید ضیایی این امکان را به مخاطب اش می دهد که بیش از هرچیز به خود بیاندیشد. یادآوری دنیایی که او در بطن آن زیست می کند و از خلال تمام آموزه هایی که برای درک آن در اختیار دارد بازهم بیش تر و بیش تر به خود واگذار می شود در شعراستان های وحید ضیایی، تن به عنوان یک اصل زبانی، دست کم به دو مفهوم، مرز شکن است. اگر که مؤلف خود شخصیتِ خود است و اگر که متن خوانده را می فریبد، پس این روابط متضمن تجاوز به حریم های هستی شناسانه است. ضیایی به شهادت شعراستان هایش درسطح هستی شناسانه یی ورای سطح هستی شناسانه ی معمول قرار می گیرد؛ زبان ستیز او در متن به معنی یِ پل زدن بر شکاف موجود میان تن و من است.به همین نحو، متنی که می آفریند به پُرسازی یِ شکافی هستی شناسانه می پردازد تا به نیرویی تن آگاه در دنیای واقعی یِ لذت نائل شود...
دکتر قدمعلی سرامی ( شاعر – پژوهشگر – مترجم )
هنر روزگار ما هنر ترکیبی است .درآمیختن شعر و داستان در حقیقت خلق ادبیاتی نریانه است .از آن جنس که چند دهه پیش سراینده ی " شاهین ها" دکتر تندر کیا به صورت " نثم " رو به راه کرد ه بود .او این نریانگی را از طریق در آمیختن نظم و نثر با نام نثم فراهم آورد و ضیائی از طریق آمیزش شعر و داستان که گونه ی دیگری از آمیزشهاست .ناپلئون بیجا نگفته بود که مرد نثرخدا و زن شعر اوست .در نوشتار ضیائی این زن و شوهر ادبی با هم آمیخته اند و به همین دلیل ظلمت شبانه ی ابهام را برای آمیزش برگزیده اند .و حتا الفاظ و معانی را که آنهم هر لحظه به رنگی در می آید : سرخ ، سبز ، آبی ، زرد ، بنفش ، کبود ، نارنجی ...رویش گذاشته اند .این نوشتار ها هرگز صورت فیلم پورنوگرافیک سکسی را نمی گیرند که هماغوشی های ضد ها و نقیض ها در آنها رو به خاموشی صوتی و تصویریست .پیام اصلی این نوشتار ها به باور من هیچ جز بیان غموض و گنگی روند های زندگانی فردی و اجتماعی انسان در هزاره ی سوم نیست و همین حرف حساب درشتی است که به همه حروف الفبای زبانهای بشری آبستن است .فریاد ضیائی این است که نمی داند با خود و جهانی که در آن میزید چگونه سلوک کند .این نوشتار ها نوعی اعتراف به نابینایی و نادانی است .آری از خیر آفتاب گذشتیم آیا شب تالی روان تاریکمان را با نور آشنایی نخواهد داد؟
سالار عبدی ( شاعر – منتقد )
شگرد دیگر ضیایی استفاده از اعجاب(سورپرایز منفی)است.خواننده که غرق درخواندن مطلب است از همه چیز می شنودالاّ همه چیزودست آخر به این نتیجه می رسد که باید دوباره بخوانم!(البته اگر خواننده سمج و ، مجنون وتا حدی لوس باشد!)،دوباره می خواند،و.....ودست آخر برداشته های عاطفی واندیشهای خود چیزی نمی افزاید،اما برتعجب وحیرتش شاید.بلکه هم میخواهد ضیایی بفهماند زیاد دوره کردن دلیل بر زیاد فهمیدن نیست...
سولماز برزگر ماهر ( شاعر ) مولف پس از نوشتن می میرد و شعراستان در ذهن مخاطبان ِ متفاوت به اشکا ل گوناگون حیات می یابد پس هیچ برداشتی ازشعراستان نه اشتباه است نه درست...
ناما جعفری ( شاعر – روزنامه نگار )
حالااگربخواهیم وحیدضیائی رادر،ترازباشاعرانِ ایران باگرایش پست مدرن قراربدهیم می توانیم خارج ازرادیکال بودن آرمان شهربه وجودآمده توسط شاعردر(شعراستان)،ذهن خودرادرمقابل پتانسیل زبان قراردهیم./خواستی درحوالی حرف پرسه زدن رابیاموزی،چشیدی/خواستی مزمزه نکرده.../بازگنجشک شدی دلت سوخت/زمین گیرشدی بی خوددنبال رابطه می گردید/ مجموعه (شعراستان) وحیدضیائی مانیفست ذهنی اوست .ذهنیت تعریف شده ی که خارج از(پرت گویی ها،هزیان زدگی های بی موردوبازی های زبانی که درلابیرنتی شعرتعریفی ندارند...توانسته حرکتی باشدسالم وساده... متن کامل نقد ها را را با کلیک در اینجا بخوانید ...
ترجمه هایی از شعر معاصر ایران بخش اول : شاعران چشمه چدن انتخاب و ترجمه : پروین طلوعی م.موید ، ضیاء الدین ترابی ، صابر امامی ، علیرضا قزوه ، محمد رضا ترکی ، مصطفی علی پور ، نرگس رجایی ، علی میر باذل ، رجب کریم زاده ، حمید رضا شکارسری ، موسی بیدج ، بیژن نجدی و ... |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط و.ضیایی |
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط و.ضیایی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
وحید ضیائی
شعرآستان ( sherastan ) تلفيق ميان ژانري شعر و داستان در وضعيتي پسا مدرن است . حركت در جاده مه آلود تاويل .برخاسته از خاكستر خيال شطح و پيوسته به شكنندگي جهان ناباور امروز .شعراستان در ناخوداگاه اتفاق مي افتد در اتفاق زاده مي شود و تعبيري از فردا و امروز تعبير مند ماست .شعرآستان خود مويد ذات عاصي خويش است و مولف تنها يكي از مخاطبان اوست .مخاطبي كه كاشف آن است نه سازنده ... كتاب هاي الكترونيكي : آن اين عكس ( مجموعه غزل نئو كلاسيك ) نشر مانيها / 2006 33 شعر عاشقانه ( مجموعه شعر ) نشر مانيها / 2006 هزل تعليم است ( پژوهشي در هزل و طنز فارسي ) نشر اديبان / 2007 نديمه نورد ( مجموعه اول شعرآستان ) نشر وازنا / عروض / مانيفست 2008 English e books : The hawker singer/ p.tolui - englisg poetry I feel blood in my mouth / p.tolui - english poetry كتاب هاي مجلد : فرصت دوست داشتن ( ترجمه – معرفي شعر زنان جهان ) نشر بوتيمار 2007 نديمه نورد ( مجموعه اول شعرآستان ) نشر اديبان / 2008 مويه از لاكپشت هاي 33 ( مجموعه شعر ) نشر مهر / 2009 در دست چاپ : شاعران انگلستان (از قرن 18 تا 20) ترجمه از لرد دیود سیسل هیچ سنجاق سری نبود -( کوهستان سرد )معرفی و شعر هان شان شاعر چینی گندم و گلوله / شعر طرح دوزبانه آثار آماده انتشار : - کتاب دختر گیسو بلند – کتاب کودک – افسانه های مردم چین - مولوی های بچه گی برگردان اشعار مثنوی معنوی به شعر کودک - شاعران برگزیده سال 2004 مجموعه اشعار شاعران برتر جهان (گروه ترجمه) - فاسق لیدی چترلی – دی اچ لارنس (رمان) - کتاب مرگ رمان - کورن ول سردبير نشريه طنز و كاريكاتور مطبخ / 1386-1387 مدير داخلي نشريان آواي مردم / صبا / الفبا 1385-1388 |
| آرشیو موضوعی |
|
کتاب های منتشر شده |
|
RSS
|