![]() |
![]() |
|
یادداشتی بر نثر – شعر های حبیب محمد زاده ( تظاهرات )
و محسن رزوان ( پیوست ) شعری که منظوم نباشد ، به صورت نثر پشت سر هم نوشته شود ، به واسطه کاربرد عناصر معنوی شعر بویژه در هم ریختن مفاهیم منطقی کلام از رهگذر زبان مجازی و اعمال ایقاعات خاص – آهنگ خاص کلمات و ملودی حروف همنشین – ترتیب سرایش خود را تعریف کند به پروس پوئم یا نثر – شعر معروف است .این شعر بی آنکه از نظام عروضی قدیم تبعیت کند موسیقی خاص خودش را دارد که گاه از نوعی قافیه میانی و حتی آهنگی خاص برخوردار است بی آنکه تبعیت از نظام ایقاعی خاص داشته باشد .در ادبیات غرب به قرن هفدهم و هجدهم می رسد و عملا با سروده شدن اشعار ملال پاریس و گلهای شر بودلر به تعریف می رسد .رمبو با اشراقات و فصلی در دوزخ و با برخی آثار مالارمه به یک جریان ادبی پویا تبدیل شده اسکار وایلد ، امیل لاول و الیوت در آثاری از خود بدین سبک نگارش جان می بخشند . " به صحرا شدم.عشق باریده بود ، زمین تر شده ، چنان که پای در گل فرو رود در عشق فرو می شد ." روایت ایرانی این طرز ادبی به صوفیه بر میگردد .آنزمان که صوفیان نوعی کلام متناقض را به هنگام وجد و حال- بیرون از شرع- می گفتند .سبک نگارش این نوشته ها در برخی از آثار عرفا مانند بایرید بسطامی و... نزدیک به تعریفی است که ما داریم .در این نوع نگارش نویسنده – شاعر خود را ملزم به فرم گزینی در نوشتار نمی داند لجام گسیخته به روایت حال خود با نزدیک ترین و رساترین واژه ها دست می زند . .مفاهیم منطقی و گزارشی و حقایق غیر شعری که منطق نثر در آن خلاصه می شود با استعارات بی قید قافیه و وزن عجین شده اگر آرایه ای در خدمت خیال قرار می گیرد به اقتضای نیازی است که بدان احساس می شود . در حقیقت شطح حرکت است .حرکتی همسو با تعاریف جدیدی داستانی که در آن حرکت از روایت آغاز می شود و به خواننده تسری می یابد .به عبارت دیگر حرکت از جایی آغاز می شود که شطح تمام می شود .این عامل در شطح تاویل را به وجود می آورد با این تفاوت که چنانچه روزبهان بقلی نیز اشاراتی بدان دارد در شطح اصالت از زبان به اصالت در خیال منتهی می شود .یعنی آنچه شالوده اصلی شطح است برخواسته از ذات خیالی ست که در آن اتفاق می افتد .در نثر – شعر اینگونه نیست .ما نهایتا در سرزمین هرز الیوت می توانیم به شرح و تفسیر تلمیحات و اشارات و ایهام های شاعرانه متن بپر دازیم اما چون اصالت بر زبان – به عنوان عامل خوداگاه – است تاویل به دست نمی آید . در شعر معاصر – بعد از مشروطه – با ترجمه آثار غربی -علی رغم اینکه شاعران ایرانی خود به نوعی این مطاع را با کیفیت معنوی و پیشینه غنی ادبی داشتند – شعرای نو جو بعد از شهریور 1320 به اینگونه ادبی روی آوردند با این تفاوت که قالب نثروارآن در نظر گرفته نشده فرم هنوز در آن اجرا می شد .هوشنگ ایرانی ، پرویز داریوش و آثار موفق اسماعیل شاهرودی- فریاد سنگ - از همین نوع است و صد البته احمد شاملو که شعر سپید خود را از همین ورطه به اجرا گذاشت .در فرهنگ های فارسی پروس پوئم به شعر منثور ترجمه شده است که در نظر نگارنده ترجمه نثر – شعر بیانی روشنتر از نام حاضر است . عنوان شعر منثور به شعر بودگی ( منظومه بودن با همه جوانب تعریفی آن ) نزدیک تر است تا تلفیقی که در اصل ماجرا بین شعر و نثر در صورت غربی آن صورت می گیرد .حتی آثار موفق شاملو هم به واسطه زبان ، اوزان معنوی ، فرم و لحن موجود در آن سزاوار شعر بودنند و تلقی نثر – شعر از آنها سست می نماید : کاشفان چشمه کاشفان فروتن شوکران جویندگان شادی در مجری آتشفشانها ، شعبده بازان لبخند در شبکلاه درد . " تفاوت این طرز ادبی با نثر شاعرانه هم نباید فراموش شود : نثر – شعر خواه بصورت سطر های کوتاه نوشته شود خواه نثر پشت سر هم ، به هر حال، حال و هوای حاکم بر آن شعر است ."در حقیقت ما با سبکی از نگارش و سرایش توامان مواجهیم .که در آن فرم از نثر و فنون شعری از شعر بر آن مستولی می شوند .اما از آنجا که منطق مستقیم و صریح گویی نثر در مواجهه با ایهام و آرایه و ابهام شاعرانه در نظر گرفته می شود ، نثر – شعر را می توان همردیف نثر مسجع – از لحاظ آرایه هایی آن و شطح – در حرکت روایی – دانست .من به تلفیق این دودر این سبک قائلم .چنانچه سرزمین هرز الیوت را نمی توان پروس پوئم نامید – به دلیل وزنی که در این نوع ادبی مشهود است و در غرب نام خاص خود را دارد .اما گلهای شر بودلر نمونه تام این سبک نگارشی اند .نثر – شعر به ما این امکان را می دهد که آزادانه در فضای بی تکلف و قید قافیه و وزن حرکت کنیم .آزاد باشیم در روایت گری و شعر چنانچه در ناخوداگاه اتفاق می افتد – اگر بیفتد ! – به منسه ظهور رسد : روایت محسن رزوان از این گونه ادبی روایتی ساده در لحن روایت و پیچیده در کمپوزوسیون متن است .جایی که روایت آغاز می شود – معمولا با اشاره به جمله یا بیتی – روایت اتفاق می افتد و رزوان در حالی به پیش می رود که حادثه شعری او نه در آرایه های مصنوع زبانی که در خود متن و معنای بیرونی آن رخ می دهد .سادگی این سطور و گزارشی بودن انواع آن می فریبدت تا زیر ساخت متن را نیز به همین روش ساده بینگاری .اما نا متجانس بودن روایت با منطق آگاهانه جاری چالش شعری " پیوست " های اوست : "شنیدم اگر سیزده به در سبزه گره بزنی یک سال حاجت روایی، ولی من باور نمی کنم. چون چند سال می شود به جای گره زدن می خوردمش. - آخه این جوری نمی ری تو نوبت. این را از زبان کسی شنیده بودم که می گفت حتمن همینطوره. خدا به فرشته هاش می گوید، این را که می بینید حالش خیلی بده، اورژانسیه. باید زودتر به حالش رسیدگی کرد. خدا زبان ما را خوب صحبت می کند. بعد سریع عزرائیل و میکائیل را صدا می زند و من به سرعت به مزایده گذاشته می شوم. هر کی بالاتر گفت، من مال اونم. حالا من به لهجه ی خدا حرف می زنم. عزراییل که فرشته ی مرگ بود ، میکائیل هم فرشته ی روزی، چه شود!؟... " محسن رضوان این روایت اگر چه به مخاطب کمک می کند تا بیشتر و ساده تر به کلنجار معنی برود اما شعریت را از نثر – شعر کاسته گاهی گزارشی صرف می شود که گویی توضیح یا تفسیر مصرع یا جمله آغازین است . عمده ایراد رزوان گذشته از یک دست نبودن کتاب "پیوست " در شمایل دو فصلی آن اغلب تکراری بودن سوژه های ذهنی او در این قبیل کارها و روایت غیر مدرن او در بحث تفکرات مسلط بر این آمیزه است .به نوعی که روابط اکثرا خطی بوده منطق اندیشناکی از نوع " غزل " بر آن حاکم است : "اسب ها وقتی که می میرند آدم می شوند. اسب ها می میرند که آدم شوند. عالیجناب ها اسب دارند. عالیجناب ها اسب ها را آدم می کنند. رام نام دیگر آدم بود. خدا خوشش نیامد از این اسم. فرشتگان به رام سجده نکردند. پس اسب ها آدم نشدند. یک نفر به آدم سجده نکرد،شیطان شد. این همه فرشته که سجده نکردند، هیچ اتفاق مهمی نیفتاد. آدم از رام انتقام گرفت. انسان ها آدم می شوند، رام نمی شوند. اسب ها بعد از این که می میرند آدم می شوند. انسان ها وقتی می میرند چی؟ عالیجناب کسی است که انسان ها وقتی می میرند عالیجناب می شوند را می فهمد. عالیجناب ها می دانند، نوشتن اسب کار آسانی است. فقط باید سواری بلد باشی. وقتی داغ می شوند می فهمند صاحب دارند و حالا حالاها نباید آدم شوند. اسب های عالیجناب صفت خوبی است وقتی اسب ها مال عالیجناب ها هستند. ته دنیا جایی ست که اسب ها از آدم ها انتقام بگیرند..."محسن رضوان حبیب محمد زاده اما با فضاهایی متنوع درگیر است .دنیاهایی که او در این فضا می آفریند به دلیل اجتماعی بودنشان و اغلب بی مرزی آنها به ذات مدرن قالب پیاده شده نزدیکترند .شعریت جاری در آن محسوس است و پیوند زبان و تخیل گاه به ناخوداگاهی مولود طعنه می زند .- موردی که ای کاش بیشتر به کار می رفت در هر دو اثر : "زندگي ايراني ، بدون صدقه هفتاد تا بلا دارد . سيگارم را با فندك ماشيني كه رفتم توش ، روشن كن . قسمت نشد خودم بكشم . كبريت را باد برد . ماشين برايت نگه داشتم تا جنازه ام را ببيني و اصلا چطور سيگارم ، طوريش نشد ؟ شايد براي اعصابت خوب است ، بكش . اسهال گرفته بودم . تنها پول خردم ، خرج توالت عمومي شد كه حالا براي خودش سرويس بهداشتي يي شده بود . سه ماه طول كشيد تا خراب كردند و دوباره ساختند . سه ماه مردم عادت كرده بودند هر چي زور داشتند توي خانه شان بزنند و بعد بيايند بيرون . سه ماه دخل ورودي خالي بود . چند روز گذشت . مردم عادت كرده بودند . هنوز هم ، خالي كه نه اما كفاف چند سر عايله را نمي داد . اين نه ( بقيه يي كه مي ماند ) سه ماهِ پيش را يا خيلي صبرشان زياد است يا خراب كرده اند خودشان را ؛ يا رستوراني ، چيزي ؛ يا صدقه داده اند حتما . خب ، كجا بودم ؟ از اين بالا كه چيزي معلوم نيست . سرعت روح بالاست . قبل از اينكه بفهمي تمام شد .:حبیب محمد زاده " نثر – شعر از ژانر هایی است که به نوعی پاسخ گوی نیاز شعری امروز است .بسیاری از شاعران معاصر بنا به ذات ناخوداگاهشان آنرا به صورت ما لوف یا متقاطع استفاده کرده اند و می کنند اما اینکه مجموعه هایی در قالب کتاب بدان بپردازد جایی برای گفتگو و آغاز ی جهت گفتمانهایی از این دست در خوانش شعر معاصر است . رها بودگی نویسنده – شاعر در خلق اثر ، بهره بردن از خاصیت روایی آن در این حیطه ، گستردگی فضای تخیل در سراسر متن ، و استفاده از تمامی تکنیک های شعری و حتی داستانی در آن از محسنات این شیوه محسوب می شوند . |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط و.ضیایی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
وحید ضیائی
شعرآستان ( sherastan ) تلفيق ميان ژانري شعر و داستان در وضعيتي پسا مدرن است . حركت در جاده مه آلود تاويل .برخاسته از خاكستر خيال شطح و پيوسته به شكنندگي جهان ناباور امروز .شعراستان در ناخوداگاه اتفاق مي افتد در اتفاق زاده مي شود و تعبيري از فردا و امروز تعبير مند ماست .شعرآستان خود مويد ذات عاصي خويش است و مولف تنها يكي از مخاطبان اوست .مخاطبي كه كاشف آن است نه سازنده ... كتاب هاي الكترونيكي : آن اين عكس ( مجموعه غزل نئو كلاسيك ) نشر مانيها / 2006 33 شعر عاشقانه ( مجموعه شعر ) نشر مانيها / 2006 هزل تعليم است ( پژوهشي در هزل و طنز فارسي ) نشر اديبان / 2007 نديمه نورد ( مجموعه اول شعرآستان ) نشر وازنا / عروض / مانيفست 2008 English e books : The hawker singer/ p.tolui - englisg poetry I feel blood in my mouth / p.tolui - english poetry كتاب هاي مجلد : فرصت دوست داشتن ( ترجمه – معرفي شعر زنان جهان ) نشر بوتيمار 2007 نديمه نورد ( مجموعه اول شعرآستان ) نشر اديبان / 2008 مويه از لاكپشت هاي 33 ( مجموعه شعر ) نشر مهر / 2009 در دست چاپ : شاعران انگلستان (از قرن 18 تا 20) ترجمه از لرد دیود سیسل هیچ سنجاق سری نبود -( کوهستان سرد )معرفی و شعر هان شان شاعر چینی گندم و گلوله / شعر طرح دوزبانه آثار آماده انتشار : - کتاب دختر گیسو بلند – کتاب کودک – افسانه های مردم چین - مولوی های بچه گی برگردان اشعار مثنوی معنوی به شعر کودک - شاعران برگزیده سال 2004 مجموعه اشعار شاعران برتر جهان (گروه ترجمه) - فاسق لیدی چترلی – دی اچ لارنس (رمان) - کتاب مرگ رمان - کورن ول سردبير نشريه طنز و كاريكاتور مطبخ / 1386-1387 مدير داخلي نشريان آواي مردم / صبا / الفبا 1385-1388 |
| آرشیو موضوعی |
|
کتاب های منتشر شده |
|
RSS
|