![]() |
![]() |
|
|
" نوستالژی شهری که دوست اش ... "
(1) سالنامه ام / به گیسوانت رسیده / بهارانی / که همیشه خدا / سیاه بوده است . این شعر را چند روزی است که زمزمه می کنم و به عنوان آخرین پست هشتاد و هفتمین سال از تاریخ تولد مادر بزرگم ( 1300) دروبسایتم گذاشته ام تا به مخاطبانی که هر از چند گاهی از گوشه و کنار جهان وبگردی می کنند مطاعی عرضه کرده باشم .هرسال بهار، با رنگ سرمای کهن سال اردبیل سر و جانمان را می آلود اما امسال با "بار دیگر شهری که دوستش می داشتم "وداع گفته ام و در زیر آسمانی که بقول جودی آبوت :" همه جا به همین رنگ است! " به یادآورد تلخ و شیرین های گذشته نشسته ام . (2) عشق را / با لقمه نانی / فرو می برم . گلو گیر ترین سال هایی که تجربه می کنیم آیا همین ایام خواهد بود ؟ روزهای دویدن های زیاد برای چرک کف دستی که از تن خرسی وحشی و دمغ با هزار مصیبت می کنیم ؟ نشستن بر بالین رنجوری سرمایه هایی مثل رضا سید حسینی – یک همزبان، یک بزرگ مرد – و دیدن چراغهایی که جان می سوزانند به جای نفتی که گمان کنم باید سر سفره مان بو می داد ؟ نشستن در نیمکت های خاکستری و ورق زدن روزنامه هایی که هر از گاهی بادی تند و سرکش از دستت می قاپند و توقیفش می کنند به جوی های افیونی پایتخت ؟ دوست داشتن ، دوست داشته شدن و عشق ، استخوان گلو گیری که فقط نان به زور چپانده در گلویی ، قدرت رد کردنش را از راه باریک زندگی دارد . سال گاو و چرا همیشه فکر می کنم که هنوز سال میمون است – شاید به خاطر غم از جان دادن نشریه طنزی که سردبیرش بودم در آن سالها – آه و آوخ ، میمون نا میمون این سالها ، چه گربه رقصانی ها که نمی کند ... (3) از شهر کوچک قلبم / به ایالت های ناچشیده می ریزم ... در مسکنی کوچک در محله ای شلوغ در شهری تیره و دود آلود در میان کتابهایی مثل خودم خاک خورده و پریشان نفس کشیدن برای آدم مساله می شود .بسیاری تنگی نفس دارند ، تنگی جا تنگی نفس می آورد دلتنگی می آورد و ماهی های کوچک قرمز عید به لهجه ها و زبانهای همشهری و هموطنی در تنگ هایی کوچک و بزرگ ، رهنی و اجاره ای و ...کرور کرور در صف نونوآری های شب عید دهانشان را تند و تند باز و بسته می کنند . دست در دست شمع ، شب بو و ماهی از کوچه - یاد های اردبیل می گذرم و دنبال خاطرات کودکانه ، جلوی عمارت بزرگ باغ ملی مرحوم ، پیر مردی را می بینم که با بغلی از کتاب از پله های کناری نرده های باغ پایین می آید تا دست در دست نوه ی بور و عجولش خاطره ی آوازه خوانان گذشته های دلخوشی را مرور کند . تا به کهن سالی درختان و آدمهای نشسته روی نیمکت سلام بدهیم و عید سردمان را به امید خرداد و تیری خنک تحمل کنیم . (4) وقتی آزادی از جایی رخت بربندد / از اولین ها نیست / دومین ها هم / سومین ها نیز / می ماند تا همه چیز از دست برود / آزادی آخرین چیزیست که از دست می دهیم : ترجمه ای آزاد از شعر والت ویتمن پدر شعر مدرن و لجام گسیخته امریکاست .روزهای برگرداندن و برگردانده شدن است .روزهای تریبون های متفاوت، روز هایی که گلوی جهان " مشکی رنگه عشقه "می خوانند . دارم شعری ازاوباما ترجمه می کنم نوشته است : " چهره ام را / در قاب سیاه عینک پدر / قاب گرفته می بینم / می دانم که همچنان کش دار می خندد ..." ، روزهایی مشوش که تا خرداد ملون تر خواهد شد .روزهای اعلامیه ها و شب نامه ها ، روزهای اشک ها و لبخند ها ، دارم ترجمه می کنم ، تند تند می نویسم و توپ شب عید حواسم را می ترکاند .باید نان بخرم . باید مسکن پیدا کنم . باید سوار اتوبوس آزادی از ایستگاه های شلوغ بگذرم .باید به عیادت دوستان ناخوش بروم .باید ناخوش نشوم .باید هر شب با دست پر به ملاقات تنها گلدان حیاط خلوتمان بیایم و از مورچه های خبیث کوچه دلجویی کنم تا مزاحم بربری خشک شده روی طاقچه نشوند .باید حرف هایم را به زبان فروشندگان ، سیاست مداران ، نان خشکی ها ، بولدوزر ها و کلی های ( !) دیگر ترجمه کنم و مراقب باشم که شعر هایم که نوشته هایم که سراپایم ، سوء تفاهمی برای اینها به وجود نیاورد که " نرم نرمک " دارم بزرگ می شوم که پیر بشوم . دست در دست شمع ، شب بو ، ماهی ... برای نوروز 88 - وحید ضیائی
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط و.ضیایی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
وحید ضیائی
شعرآستان ( sherastan ) تلفيق ميان ژانري شعر و داستان در وضعيتي پسا مدرن است . حركت در جاده مه آلود تاويل .برخاسته از خاكستر خيال شطح و پيوسته به شكنندگي جهان ناباور امروز .شعراستان در ناخوداگاه اتفاق مي افتد در اتفاق زاده مي شود و تعبيري از فردا و امروز تعبير مند ماست .شعرآستان خود مويد ذات عاصي خويش است و مولف تنها يكي از مخاطبان اوست .مخاطبي كه كاشف آن است نه سازنده ... كتاب هاي الكترونيكي : آن اين عكس ( مجموعه غزل نئو كلاسيك ) نشر مانيها / 2006 33 شعر عاشقانه ( مجموعه شعر ) نشر مانيها / 2006 هزل تعليم است ( پژوهشي در هزل و طنز فارسي ) نشر اديبان / 2007 نديمه نورد ( مجموعه اول شعرآستان ) نشر وازنا / عروض / مانيفست 2008 English e books : The hawker singer/ p.tolui - englisg poetry I feel blood in my mouth / p.tolui - english poetry كتاب هاي مجلد : فرصت دوست داشتن ( ترجمه – معرفي شعر زنان جهان ) نشر بوتيمار 2007 نديمه نورد ( مجموعه اول شعرآستان ) نشر اديبان / 2008 مويه از لاكپشت هاي 33 ( مجموعه شعر ) نشر مهر / 2009 در دست چاپ : شاعران انگلستان (از قرن 18 تا 20) ترجمه از لرد دیود سیسل هیچ سنجاق سری نبود -( کوهستان سرد )معرفی و شعر هان شان شاعر چینی گندم و گلوله / شعر طرح دوزبانه آثار آماده انتشار : - کتاب دختر گیسو بلند – کتاب کودک – افسانه های مردم چین - مولوی های بچه گی برگردان اشعار مثنوی معنوی به شعر کودک - شاعران برگزیده سال 2004 مجموعه اشعار شاعران برتر جهان (گروه ترجمه) - فاسق لیدی چترلی – دی اچ لارنس (رمان) - کتاب مرگ رمان - کورن ول سردبير نشريه طنز و كاريكاتور مطبخ / 1386-1387 مدير داخلي نشريان آواي مردم / صبا / الفبا 1385-1388 |
| آرشیو موضوعی |
|
کتاب های منتشر شده |
|
RSS
|