![]() |
![]() |
|
|
من سر به زیر و سر به هوا نگاهي به مجموعه شعر " آخرين نسخه حوا هستم " سروده الناز سرخانلو / نشر ثالث - 1388
الف ) پرداختن به غزل به مثابه مرور تاريخ سرزمينمان است .ريشه در باورها و اعتقاداتمان دارد .كوتاه است و پر از تغني .شور آفرين موسيقي ما ، جنس اش از تارو پود قفس استبداد زده ي هميشه ي ايراني ست اما روح نا شكيبش از چهار چوب بيرون مي زند و زمزمه رهايي مي شود .با غزل مي شود پرواز كرد ميشود از قصايد بلند دون ستايان رهيد در كوير انتظار عرفاني از رنگ و بنفشه را پيوند جان خويش كرد و در شور قيام عليه قوالب پيشين مشروطه را در سطر سطرش جستجو كرد .و اكنون غزل به زايش در خود ، تپيدن در رگ امروز و حتي بازبيني در ذات صلح طلبش رسيده است . غزل امروز سعي مي كند پا به پاي شعر نو جهان تازه را در خود بپذيرد با اين تفاوت كه پرداختن به آن مشكل تر و حاصل كار غير قابل پيش بيني مي شود .عمده قالبي كه از دهه هاي گذشته ژانر طنز ما را با خود يدك مي كشد قالب هاي كلاسيك است و حتي يكي از عوامل بوجود آمدن طنز كلامي استفاده از شيوه همگون نبودن بسياري از واژه ها ، اصطلاحات و تعابير امروزي در همين قالب است كه دستمايه اي براي كار طنز پردازي مي شود اين را گفتم تا در نظر بگيريم با كمي لغزش در تازه كردن فضا و روان غزل به نوعي با سطوري نا متعادل مواجهيم .اشعاري كه از فرط تصنعي و ساختگي بودن انبساط خاطر مي آورند ! سعي شاعران نام گريز و نام گذار ( !) بر غزل امروز و داعيه تلفيق آن با پيشرفته ترين دگرگوني هاي ادبي – فلسفي واقع شده در شعر نو من خواننده را وا مي دارد تا اصرار بر اين " حفظ سنت " را با رنگ و لعاب مدرنيته و ...به نوعي درخواست سازش پذيري ذهن ايراني اي بدانم كه اصرار مي ورزد بقول دوستي : آبگوشت پيتزا " را غذاي ذائقه جديد مان بدانيم ! اما : در اين ميان افرادي نيز بوده اند كه به جد و مهمتر از همه با ذوقي دست يازيده به ميراث شاعري قله هاي شعريمان غزلي آفريده اند بايسته در صورت و سيرت ! غزلي عموما ساده ، با زباني كه در صورت نياز از واژگان غربي وام مي گيرد اما چنان استوار در خود ظاهر مي شود كه واژه را از آن خود مي كند . ب) مجموعه شعر " آخرين نسخه حوا هستم " مجموعه غزل هاي سال هاي 78 تا 86 الناز سرخانلو ست كه توسط نشر ثالث روانه بازار شده است .نام سرخانلو در سالهاي اخير با سايت ها و مجلات ادبي و البته جشنواره هاي شعري پيوند خورده بود و اين مجموعه در واقع گزيده اي از تلاش اين چند سال با اندكي جرح و تعديل ( !) است . "از ياد برد روسري اش را باد ، لبخند زد اشاره دريا را / مي شد ميان مردمكش جا كرد ، تنهايي هزاره ي دريا را / در چشم هاي كودكي اش هر بار ...تصميم بي اراده كبري بود / امروز بي قرار رها مي كرد با رقص خود كناره دريا را " ( دريا چقدر رنگ سكوتش بود ) لحن ساده و روايت هاي دخترانه – زنانه ي غزل ها با اشاره هاي مستقيم و غير مستقيم به زادگاه و زبان مادري شاعر فضايي امروزي و ملموس به شعر ها داده است : كولي تر از هميشه اسيرم براي تو / اصلا بگو بمير ، بميرم براي تو / من آسمان ابري استان اردبيل / خوشحال مي شوم كه بگيرم براي تو ! ( كولي تر از هميشه ) غزل هاي سرخانلو صداقت و لهجه زنانگي اش را به رخ مي كشند و بر خلاف بيشتر غزل هاي اكنوني كه روايت فلسفي از خويشتن شاعر دارند به روزمره ها و نه روزمرگي ها مي پردازد .با روزنامه و سيگار و عشق – از نوع دخترانه اش – عجين شده اند .اين شعر ها " هرگز از زمين جدا نبوده اند " : "بتن تمام تنت را به پيله هاي تنم / كه دست هاي دلم را به گردنت بتنم / مرا به قهوه ترك دو چشم مهمان كن / عزيز آذري دشت بومي وطنم ...( هزار سال گذشته ) دغدغه هاي شاعرا نه سرخانلو بدون اينكه به چشم بيايند تلفيقي از سنت شعري و ابداعات معاصر را به رخ مي كشند .جهان او مدام در كشمكش بين عشق و نفرت بالا و پايين مي شود .آزردگي او از اجتماع چنان مشهود است كه عشق هايش در اين غزلها ، رنگي از گذران پر تب و تاب سرزمين دل و مادري اش كه هر دو در تلاش سازگاري و تن دادن به مصائبي اند كه بايد از آنها رد شد و زير پايشان گذاشت تا شاعر هميشه ، شاعر انه باقي بماند : " دلم گرفته از اين بي كبوتري اينجا / كه ميله هاي قفس را عزيز مي دارم " غزل سرخانلو در نسخه دو حوا روايتي از زن اكنون است .تكه هايي از آنچه هست اما به عقيده شاعر بايد بهتر از اينها باشد .نوعي آشفتگي چه در چيدمان كلي كتاب ، چه در مجموعه شعر هاي آن از لحاظ محتواي عاطفي و رواني وجود دارد .نوعي رها شدگي بي قيد و بند كه من خواننده را به چالش مي شكد و گاه روانم را مي خلد .غزلها گاه چنان با هم تفاوت " عوالمي " دارند كه از يكي به ديگري گيج مي شوي و با خود مي انديشي اينها تك تك يا گروه گروه بايد در مجموعه هايي با مضامين همگون مي آمدند . اين كتاب با قطعه شعري سپيد آغاز مي شود و همين مقدمه كافيست تا تكليفت را با غزلهاي در پي اش بداني . می خوابمت كه خواب تو را توی پلك هام/ پنهان تر از همیشه به پستوی پلك هام پر می زنم به سمت تو با بال های خیس/ یك شب خودت پرنده شدی روی پلك هام حالا تو با غریزه ی زنبوری ات بیا/ با یك بغل عسل كه به كندوی پلك هام... من سر به زیر و سر به هوا ... كوچك و غریب/ با احترام خم شده زانوی پلك هام
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط و.ضیایی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
وحید ضیائی
شعرآستان ( sherastan ) تلفيق ميان ژانري شعر و داستان در وضعيتي پسا مدرن است . حركت در جاده مه آلود تاويل .برخاسته از خاكستر خيال شطح و پيوسته به شكنندگي جهان ناباور امروز .شعراستان در ناخوداگاه اتفاق مي افتد در اتفاق زاده مي شود و تعبيري از فردا و امروز تعبير مند ماست .شعرآستان خود مويد ذات عاصي خويش است و مولف تنها يكي از مخاطبان اوست .مخاطبي كه كاشف آن است نه سازنده ... كتاب هاي الكترونيكي : آن اين عكس ( مجموعه غزل نئو كلاسيك ) نشر مانيها / 2006 33 شعر عاشقانه ( مجموعه شعر ) نشر مانيها / 2006 هزل تعليم است ( پژوهشي در هزل و طنز فارسي ) نشر اديبان / 2007 نديمه نورد ( مجموعه اول شعرآستان ) نشر وازنا / عروض / مانيفست 2008 English e books : The hawker singer/ p.tolui - englisg poetry I feel blood in my mouth / p.tolui - english poetry كتاب هاي مجلد : فرصت دوست داشتن ( ترجمه – معرفي شعر زنان جهان ) نشر بوتيمار 2007 نديمه نورد ( مجموعه اول شعرآستان ) نشر اديبان / 2008 مويه از لاكپشت هاي 33 ( مجموعه شعر ) نشر مهر / 2009 در دست چاپ : شاعران انگلستان (از قرن 18 تا 20) ترجمه از لرد دیود سیسل هیچ سنجاق سری نبود -( کوهستان سرد )معرفی و شعر هان شان شاعر چینی گندم و گلوله / شعر طرح دوزبانه آثار آماده انتشار : - کتاب دختر گیسو بلند – کتاب کودک – افسانه های مردم چین - مولوی های بچه گی برگردان اشعار مثنوی معنوی به شعر کودک - شاعران برگزیده سال 2004 مجموعه اشعار شاعران برتر جهان (گروه ترجمه) - فاسق لیدی چترلی – دی اچ لارنس (رمان) - کتاب مرگ رمان - کورن ول سردبير نشريه طنز و كاريكاتور مطبخ / 1386-1387 مدير داخلي نشريان آواي مردم / صبا / الفبا 1385-1388 |
| آرشیو موضوعی |
|
کتاب های منتشر شده |
|
RSS
|